راستی؛ وای داره!

جمعه 12 آذر 1395 10:25 ب.ظ

نویسنده : جهانشا مهدوی پور

وجین کردن دروغ از سرزمین راستی ها با روش تحلیل گفتمان

 گفته می شود روزانه 10 تا 200 دروغ می شنویم؛ از این که من خوبم تا آن که گوشیم انگار مرده!

به گفته دانشمندان با چند سرنخ زبانی می توان به راحتی دروغ را از سرزمین راستی ها وجین کرد. فرد دروغگو در پردازش گفته هایش این نشانه ها را بروز می دهد:

1.    کمترین خود ارجاعی ( دروغگو تا جایی که امکان دارد در گفته هایش چیزی را به خودش بازگشت نمی دهد؛ زیرا از بی اعتباری خودش با خبر است! و البته در داستان سازی وقایعی را که برای دیگران اتفاق اتفاده را پیچ و تاب می دهد؛ بنابراین جملات بیشتر به نقش دیگران اشاره دارند تا خود فرد. ذر عین حال داستان پردازی های فرد دروغگو می تواند آمیخته ای از موقعیت های خیالی باشد که عناصر دیگری از جاهای دیگر به آن اضافه شود در این حالت نیز مرجع گفته ها و جملات دیگران اند نه خود او.)

2.    زبان منفی (به کارگیری واژه های منفی به دلیل احساس گناه) 

3.    توضیحات ساده (پیچیده کردن دروغ به دلیل عدم بازگشت به واقعیت, کار را بر دروغگو سخت می کند! در عوض داستان خود را طولانی تر می کند و با جملات پیچیده تر سعی می کند مخاطب را به راست بودن گفته هایش ترغیب نماید! رفتن از خانه به محل کار که داستان ساده و سرراستی به نظر می رسد با انبوهی از اتفاقات ریز دیگر تزیین می شود و با جملات پیچیده ترکیب می گردد. هدف؛ دور کردن  مخاطب از دروغ پنهان شده در لابلای داستان پر از کش و قوس!)

پی نوشت:

امروزه پژوهشگران عرصه علوم انسانی به پژوهش های کیفی مانند تحلیل گفتمان روی آورده اند زیرا پژوهش های کمی و آماری افراد را از داده های جمع آوری شده  کناری می نهند و به عدد و رقم بسنده می کنند. البته با نرم افزارهای قدرتمندی نظیر SPSS می توان پژوهش سازی و پایان نامه سازی کرد. باز کردن میدان برای پژوهشهای کیفی راه را بر پایان نامه های دروغین می بندد زیرا سوژه درنتایج پایانی  نادیده گرفته نمی شود. تحلیل گفتمان چگونگی نقد جامع را به پژوهشگر نشان می دهد و نیز بدنامی را از چهره بی گناه "نقد" می زداید.


[http://www.aparat.com/v/uewFS]





دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: ydare.com ، lying language ، mintage30 ، psychology ، discourse ، critic ، thesis ،
آخرین ویرایش: جمعه 12 آذر 1395 11:40 ب.ظ

تفکّر انتقادی!

دوشنبه 11 بهمن 1395 12:07 ب.ظ

نویسنده : جهانشا مهدوی پور
!Critical Thinking

زندگی گذرگاه فراخی نیست! خط سیر آن از آغاز تا پایان؛ مسیر گُزینه هاست! 

گزینه ها و گزیده ها؛ نقشه ی زندگی را نقش می زنند! 

1.گُزینه؛ دوراهی(دو گانه ها و چند گانه ها)
2.گُزیده؛ با شناخت آغاز می شود و با داوری و قضاوت پایان می گیرد.

گویی از دو گانه ی گُزینه/گُزیده راه رهایی وجود ندارد؛ همراهی همزاد! 

بهبود تفکر انتقادی!

سامانتا آگوس(Samantha Agoos) پنچ توصیه را برای بهبود تفکر انتقادی ارایه می دهد. تفکر انتقادی روشی است برای اندیشیدن بر پایه ی خِرَد حساب گر! اندیشه ورزی رَوِشمند؛ همان گونه که یک دانشمند از مشاهده و فرضیه به نظریه ی علمی دست می یاید. 

پنج توصیه ی یاد شده عبارت اند از:

1. پروراندن پرسش(Formulate your question)
برای گزینش از بین دو گزینه بررسی مواردی(items) اولویت دارند که بهتر بتوانند نیاز شما را برآورده کنند. دست یابی به پرسش درست, جهت گیریِ دقیق به سوی خواسته و انتظار شما را نشان می دهد. کلید جادویی در پرسش شما نهفته است!

2. جمع آوری داده ها و اطلاعات(Gather the information)
یک پژوهش گر برای گردآوری اطلاعات به مقاله ها ی معتبر رجوع می کند. متخصصین هر رشته نیز منابع ارزشمند دسترسی به داده ها ی به روز شده می باشند.

3. به کارگیری داده ها و اطلاعات(َApply the information)
اطلاعات گردآوری شده در راستای پرسش آغازین تعبیر و تفسیر می شوند. بهره گیری از داده ها راز کلید جادویی پرسش گری را نشان می دهد. شکل دهی به داده ها و برداشت از مفاهیم درونی آنها نشان دهنده ی فراشناخت(شناخت از کارکرد سازه های ذهنی) پرورش یافته در شماست!

4. سنجش پیامد ها(Consider the implications)
گاهی برگزیدن یک گزینه خیلی دلچسب به نظر می آید, اما در میدان عمل نتایج ناگواری دارد. خوردن یک بستنی در روز می تواند کلسیم بدن را تامین کند, ولیکن در پایان یک ماه 3 کیلوگرم اضافه وزن به همراه دارد.

5. رصد کردن چشم انداز از دیدگاهی دیگر(Explore other points of view)
نشستن بر دیده ی دیگری یا اندیشیدن از منظری دیگر, شما را از یک جانبه نگری دور می کند. رعایت دیگری و دیگران کارکرد اجتماعی و فرهنگی نیز دارد.

پی نوشت:

گزینه ها, بچه ها را هم رها نمی کنند؛ سیب یا توپ؟ و شگفت آن که بچّه ی آدمیزاد  توپ را بر می دارد و به جای سیب به توپ گاز می زند! باور کنیم, خلاقیت در بچه ها بیش از بزرگسالان به چشم می آید! و نظام آموزش رسمی به هر کجا پای بگذارد, پای تست زنی و گزینه هم به آن جا باز می شود. و دور باطلی که پایان ندارد! برگزیدگان تست زنی؛ قهرمانان خلاقیّت و نوآوری! 

[http://www.aparat.com/v/1hRfw]




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: تفکر انتقادی ، مین تاژ30 ، گزینه و گزیده ، mintage30 ، critical thinking ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 11 بهمن 1395 11:16 ب.ظ

تاثیر بر پیرامون با قدرت ذهن(Telekinesis)

چهارشنبه 6 بهمن 1395 11:45 ب.ظ

نویسنده : جهانشا مهدوی پور
(Psychokinesis(Telekinesis

تاثیر بر رویداد های فیزیکی از راه دور با قدرت ذهن در حیطه ی فراروان شناسی(Parapsychology) قرار می گیرد. پدیده های فراروانی دیگر عبارت اند از:

A. حس ششم(Extra Sensory Perception یا ESP )؛ ادراک محرک پیرامونی بدون تماس حسّی!

1. اندیشه خوانی(Telepathy)
2. روشن بینی یا غیب بینی(Clairvoyance)
3. الهام پیش از وقوع یک پدیده(Precognition)

B. تاثیر بر پیرامون با قدرت ذهن یا جنبش فراروانی یا دورجُنبی(Psychokinesis یا PK )

در پژوهش های علمی تکرارپذیری برای تایید یک نظریه اهمیت بسیاری دارد. اِما برایس(Emma Bryce), به رغم نبودن شواهد کافی برای پدیده ی تاثیر بر پیرامون با قدرت ذهن یا جنبش فراروانی توضیح جالبی برای آن ارایه می کند. او با بهره گیری از قوانین فیزیک(جاذبه) و نیز آزمایشی خلاقانه این پدیده را این گونه تبیین می نماید: سازه های ذهنی و مغزی گاهی مانند یک مدار الکترونیکی نیروی لازم برای به حرکت درآوردن یک بازوی روباتیک را تولید می کنند!

پی نوشت:
 پژوهش در مورد تاثیر بر پیرامون با قدرت ذهن یا جنبش فراروانی اهمیت فراوانی دارد. به نظر می رسد با برنامه ریزی درست می توان می توان انگیزه ی لازم را در دانشجویان و دانش آموزان خلّاق و نوآور برای پژوهش در این زمینه ایجاد کرد تا سرریز آن پیشران برای  سایر حوزه های دانش و فن آوری شود.

[http://www.aparat.com/v/Rftq7]

منبع
https://www.amazon.com/Atkinson-Hilgards-Introduction-Psychology-Nolen-Hoeksema/dp/1844807282



دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: Psychokinesis ، Parapsychology ، Extra Sensory Perception ، مین تاژ30 ، فراروان شناسی ، پژوهش ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 7 بهمن 1395 10:42 ق.ظ

"The Importance of metacognition in the "projection of differentiation theory

شنبه 25 دی 1395 11:43 ق.ظ

نویسنده : جهانشا مهدوی پور
َاهَمیَّتِ فَراشِناخت در«نَظَریّه یِ فَرافِکنیِ تَمایُز»
به طور ساده, شناختن شناخت را فراشناخت می گویند. روانشناسی مدرن شناخت را برآمده ی از 3 مؤلفه می داند: توجه, ادراک و حافظه. بنابراین شناخت به پردازش در سازه های ذهنی اشاره می کند و فراشناخت؛ تلاشی است برای آگاهی از نظامی که در آن شناخت صورت می گیرد. 

در شناخت, جهت بُردار دریافت آگاهی از داده های پیرامونی(شیء یا اُبژه) است, امّا بازبینی چگونگی کارکرد ذهن در پردازش داده های دریافتی یاد شده را فراشناخت می گویند.

شناخت؛ دریافت, پردازش, نگهداری و انتقال داده ها و فراشناخت؛ رصد و نظارت بر آنها!

 "فلسفه ی مضاف" و نیز "معرفت شناسی" واژگان فنی(terminology) فلسفی اند که  به شناختنِ شناخت اشاره دارند, که آن را به مجال و حوصله ی دیگری وامی گذاریم.

نقش فرافکنی یا بازنمایی برای شناخت 

بازنمایی داده ها و داشته های ذهن بر یک پرده, مانند آن چه در هنر(نگارگری, سینما و ...) رخ می دهد؛ کنشی است برای شناخت! به سخن دیگر؛ هنر به مثابه بازنمایی و فرافکنی ذهن بر پیرامون(بوم نقاشی, پرده سینما یا هر ابژه ی دیگر) همزمان هم شناخت و هم فراشناخت را در بر می گیرد. و بی هیچ پرده پوشی می توان گفت: هنر؛ رصدگری ذهن(سوبژه) است بر پیرامون(ابژه)! 

در فراشناخت, رصد شناخت و نظارت بر پردازش گری ذهن در همان ذهن انجام می شود, اما با بازنمایی داده ها بر پیرامون(مثالِ هنر), فرآورده های ذهنی نقشی نو می آفرینند.

 "نظریه ی فرافکنی تمایز"؛ آدمی تمایز تحمیل شده را بر پیرامون بازنمایی می کند. 

 تمایز؛ مهم ترین و بیش ترین موضوعی که آدمی را درگیر نموده است . تمایز در همه ی ابعاد زندگی بشری خود را به رخ می کشد. پیش از تولد, تمایز(differentiation) یاخته ها و سلول ها را به سوی تخصصی شدن(کارویژگی) پیش می برد و در این راه بافت ها و اندام ها در قالب یک موجود زنده شکل می گیرند. در این میان "دگربودگی" از "مادر و پیرامون" بر جنین(رویان) روز به روز بیشتر تحمیل می شود و تولد؛ امتداد فرایند "دیگربودگی" در حوزه های شناختی, رفتاری و عاطفی!

تمایز و دیگربودگی تحمیل شده را آدمی بر خود و پیرامون بازنمایی می کند. زبان نقش مهمی در  بازنمایی و فرافکنی تمایز دارد. زبان؛ اشیاء را نام می نهد و طبقه بندی می کند. کُنش زبان در تمایز و طبقه بندی؛ دانش, فن آوری و تمدن را پیشِ روی آدمی می نهد. 

زبان از دید روان شناسی مدرن ابزاری برای بیان(ویگوتسکی) و تفکر(پیاژه) به حساب می آید. اما از دیدگاه فراشناختی, زبان و نوشتار همان نقشی را دارند که پرده در هنر(نگارگری, سینما و ...)!
زبان و نوشتار, هم تمایز را فرافکنی می نمایند و هم فراشناخت را به ارمغان می آورند. 

پی نوشت:

ابزار و روش شناخت را آفریدگار در انسان این گونه نهادینه کرده است! 

 حضرت داوود(ع) از پروردگار بپرسید: آفرینش از بهر چه بود؟ 
خداوند فرمود: گنجی پنهان بودم, دوست داشتم تا شناخته شوم! پس آفریدم خَلق را تا مرا بشناسند!

در ذات شناخت از دیدگاه انسان تمایز و تفاوت گذاری نهادینه شده است. گویی این "تمایز و فرافکنی آن بر خود و پیرامون" روش خداوند است تا خلق او را بشناسند. آیا راهی دیگر برای انسان(به طور عام) وجود دارد تا از خود به خدا برسد الّا با شناخت! 

 مین تاژ30؛ چکیده ی مقاله ی بالا می باشد.

[http://www.aparat.com/v/PFvr2]




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 26 دی 1395 03:29 ب.ظ

فرافکنی تمایز 2

پنجشنبه 16 دی 1395 02:17 ق.ظ

نویسنده : جهانشا مهدوی پور

 Projection of Differentiation Theory

آدمی تمایزرا بر" خود" و "دیگران" فرافکنی می کند. کسب هویت (کسب هویت چهار گانه ی مشهور در نوجوانی) نمونه ای از فرافکنی تمایز بر خود و تخصصی شدن هر چه بیشتر در حوزه دانش و فن آوری نمونه ی فرافکنی تمایز بر "دیگران" یا "پیرامون" به حساب می آید. به دیگر سخن, آدمی هر چه بر او می رود را بر "خود" و "پیرامون" فرافکنی می کند. تمایز, در این میان بیشترین و مهم ترین موضوعی است که در تاریخ هزاران ساله زندگی بشر بر او تحمیل شده است. "تمایز" و "فرافکنی" آن بر "خود" و "پیرامون" قصه ی دنباله داری است که سر نخ آن به ریسمان حکمت الهی گره خورده است. درّ نهان مولوی در مثنوی حکایتی است از یک شکایت! شکایت از جدایی!

ما همه از اوییم و بازگشت ما به اوست! 

انسان در محضر خدا با اوست, اما هر چه از او فاصله می گیرد, نیاز دارد به دانش و شناخت خود, بیشتر اتکا کند. آدمی در طول تاریخ حتی با طبیعت نیز فاصله گذاری کرده است و تلاش نموده بر آن مسلط شود. خود اتکایی بشر به خود و توانایی هایش, تمایزیافتگی او را تشدید می کند و در پی آن, تمایز یافتگی را بیشتر بر "خود و پیرامون" فرافکنی می کند

پی نوشت:

گسترش هر چه بیشتر دانش, فن آوری و تمدن برآمده ی از فرافکنی همان تمایزی است که بر آدمی تحمیل شده است. مین تاژ30 این نظریه را با تفضیل بیشتر به تصویر می کشد. 

[http://www.aparat.com/v/fPU9F]





دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: Projection of Differentiation Theory ، نظریه فرافکنی تمایز ، مین تاژ30 ، mintage30 ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 16 دی 1395 04:05 ب.ظ

وای! داره! (!ydare)

پنجشنبه 4 آذر 1395 08:13 ب.ظ

نویسنده : جهانشا مهدوی پور
وای (همه چی) داره!

بازارهای (market or bazaar) امروز به هیچ روی شباهتی با بناهای زیبای گذشته ندارند. طاق چشمه ها سقف بازار را پوشش می دادند و حجره ها مثل دانه های انار کنار هم چیده شده بودند. عطر گلاب و عنبر با بوی خوش ادویه بازار را شور و نشاط می بخشید. نورپردازی راهرو بازار  از لابلای طاق چشمه ها و روزنه ها ی مربعی و مثلثی دیده نوازی می کرد و گرمای آن گونه های اهل بازار را با مهری بی دریغ نوازش می داد. ضرباهنگ گام ها و نگاه ها گوش را می نواخت و دل را آرام و صبور می کرد. چانه زنی های رو در رو از کسبی حلال  خبر می داد و رضایت و پذیرش خریدار و فروشنده  برکت را به زندگی مردم سرازیر می کرد. در دل بازار مدرسه و مسجد جای گرفته بود و طبقات اجتماعی از روز و حال هم باخبر می شدند. 

بازار از شکل سنتی فاصله گرفت و مغازه ها با دود و غبار هم نشین شدند. شهر بی قواره شد و مراکز تجاری هر کدام  به نحوی به زیبایی شهر دهن کجی می کنند. دیری نپایید که خرید های برخط ( online ) جایگزین خرید های چهره به چهره یا رو در رو شد! دیگری آن سوی خط و آن دیگری این سو! 

وای! داره! (ydare) عطر روح بخش و زیبایی بازار سنتی و  اطمینان خاطر آن را در ذهن و روح شما یادآوری می کند. این بازار؛ بازار گرمی نیست اما گرمی را باز خواهد آورد.

پی نوشت: 
وای داره! نوای واژگان فارسی است بر در حجره ایرانی! 

[http://www.aparat.com/v/4DYWy]





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 5 آذر 1395 01:42 ق.ظ



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic